الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
28
ضياء القلوب ( فارسى )
گفت : و ايشانند كافران ؟ گفت : آرى . گفت : پس به سبب چه اين عار را در دين ما راه مىدهى ؟ ! پس حضرت گفت : من رسول خدايم مىكنم آنچه امر مىكند مرا به [ آن ] و ضايع نخواهد كرد مرا . پس برخاست عمر غضبناك و گفت كه : و اللّه كه اگر مددكاران بيابم اين عار را راه نخواهم داد هرگز ، و رفت پيش ابو بكر پس گفت مر او را كه : اى ابو بكر ! آيا وعده نداده بود كه ما داخل مكه مىشويم ؟ پس كجاست آنچه وعده داده است ما را به آن ؟ پس گفت ابو بكر كه : گفته بود به تو كه همين سال داخل مىشويم ؟ گفت : نه . گفت : پس بعد از اين داخل مكه خواهيم شد . گفت : پس چيست اين صحيفهاى كه نوشته شده است و چگونه اين عار را قرار مىدهد ؟ گفت ابو بكر : چنين قرار داده نشده است فرمودهء او يعنى كه : كسى اعتراضات به آن كند به حق خدا كه البته آن رسول اللّه است ، و به درستى كه خداى تعالى او را ضايع نمىكند « 1 » . تمام شد مضمون كلام « 2 » .
--> ( 1 ) . نيز بنگريد به : بحار الانوار 30 / 561 . ( 2 ) . سفينة النجاة : 235 .